زندگی تخيلى و واقعى بوريس دو بولای: بدن همچون پديده شناسى تخيلى زندگى واقعى


از آنجا كه سينما، در دستگاه ضبطش، در رابطه‌ای غريب با واقعيت گزارش شده، قادر به فاش كردن، بازنويسى و گفتن چيزى در باره اين "زندگى"، كه بی‌وقفه توسط ميشل هانرى توصيف (ن)شده و ما دركى نزديك و مطمئن نسبت به آن داريم، نيست؛ می‌توان در فشار دوم آن را به دوگانه واقعيت/تخيل تقليل داد و ديد كه چگونه اين واقعيت ديژتيك (Diégétique) خود را در معرض تخيلى كه متولد ژست اوليه، ژست تقليد و حتي ژست كودكى ست قرار می‌دهد. 
اين جاست كه اين بدن متاثر از ژست در وهله پخش، از خارج از كادر اين سنتز ها (خارج از كادرى كه خارج از كادر نيست، كه برعكس كاملا در كادر است، در حالى كه خارج از ديد است كاملا قابل درك است)  در مقابل جنبه‌هاى هدر رفته، داغان، پوچ، بداهه، دلخراش، پيش پا افتاده، ناتمام، بى‌فايده، بى‌معنى و احمقانه اش، شايد نا اميدى را مى‌گشايد، نا اميدى متاثر از تلاش مضحك انجام دادن به هر ترتيب، ولى تا به اين حد دور از زندگى و هنوز تحت تاثير نا اميدى، زندگى فريبنده، جايى كه بدن همچون ردى مجسم مى شود و يك زندگى واقعى پخش شده، مبهم در بروزش است.

به بيان ديگر، يه تو گوشى حواس آدم رو سر جاش مياره.
   

 

Boris du Boullay                                                                                         


۲۰۱۸ پروژه‌های ازدار