بارا، معصومه و علیرضا برای اولین بار در سال ١٣٩٣ در تهران با یکدیگر دیدار داشتند. بارا برای برگزاری ورکشاپ و اجرا در فستیوال به تهران دعوت شده بود. طی این سفر و کارگاه ٣ روزه ای که او در تهران برای طیف متفاوتی ازاجراگران برگزار کرد، او در ایران فضای حرکتی و نوع برخورد هنرمندان با مقوله ی حرکت و بدن را متفاوت از آنچه که در فضای آکادمیک در اروپا تجربه کرده بود یافت. معصومه و علیرضا دو نفر از شرکت کنندگان ورک شاپ مذکور بودند که پس از آن به این پروژه دعوت شدند، آنها از آن پس به اشتراک گذاری اهداف و ایده های خود از زمینه های فرهنگی گاه متشابه یا متفاوت خود پرداختند.

بودن / حیات
پرفرمونسی است بر پایه ی حرکت با تمرکز بر حضور دو فرد بر روی صحنه. این اجرا درباره ی شکل گیری مکالمه میان انسان ها و به اشتراک گذاری فضا به منظور اکتشاف درباره ی این مسئله است که چگونه می توان با وجود تفاوت ها و تشابهات فرهنگی با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم.
انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند و اجتماعات، سنت ها و ادیان همگی ساختارهائی اجتماعی دارند. این ساختار ها همگی دارای تاثیرات بالقوه ای بر زندگی، رفتارها، انتخاب هائی که انجام می دهیم، دانش و هویت مان می باشند. در این اجرا مصمم هستیم تا زبان حرکتی مشترکی را که فراتر از شرایط فرهنگی حاضرمان است بیابیم.
ما پرسش های گوناگونی را از پیش زمینه ی فرهنگ های متفاوت مان مطرح می نمائیم. اگر آنها را با هم ترکیب کنیم، به این موضوع اعتقاد داریم که می توانیم حقایق یکدیگر را غنی [پرمایه] نمائیم. با خلق این اجرا سعی در اعانه بخشی در ایجاد یک جامعه ی جهانی دربرگیرنده از شهروندان جهان داریم.

 بارا زیگفوس دوتیر (متولد ۱۳۶۳) طراح حرکت ایسلندی است که فارق التحصیل از آکادمی هنر  ایسلند، مدرسه ی هنر آمستردام و متعاقبا مدرسه ی پارتس ( مدرسهی آنا ترزا د کرسماکر بروکسل) می باشد. بارا دارای شیوه ی خاص خود در پژوهش و طراحی مواد حرکتی است که مشخص و گویا بوده و دارای شاخصه های موسیقائی و منحصر به فرد است. او برپایه ی نیاز برقراری ارتباط با مخاطب به طراحی می پردازد، موضوعی که به او امکان مواد حرکتی به واقع یکتا را می دهد که در روند بداهه پردازی انگیخته می شوند. او، در این رویکرد خود را مانند طراحان حرکت امروزی که به عموما بازیافت مواد خود می پردازند در زمینه ی رقص قرار می دهد. توجه او در سال های اخیر بر روی جداسازی قسمت های کوچکتر بدن، با بکارگیری ریتم های متفاوت و تولید مواد لایه بندی شده است که به صورت مداوم در حال تغییر هستند - حرکت میان مرز شفافیت و ابهام. رقص او بصری و تخیل پردازانه است، و آثار او در حالی توسط طیف گسترده ای از مخاطبین مورد دسترس و لمس قرار می گیرد که همزمان دارای تاثیر فزاینده ای بر جامعه ی رقص معاصر بین المللی می باشد. اجراهای انفرادی بارا با عنوان «روی دیگر یک باتلاق شنی» و «طبیعت» در فستیوال ها و رخداد های ملی و بین المللی زیاد مانند فستیوال رقص ریکه ویک در سال ٢٠١٣، فستیوال فرینج استکهلم ٢٠١٣، فستیوال رقص دسامبر ٢٠١٣، ایس هات در اوسلو ۴٢٠١، پرفورماتیک بلژیک ۵٢٠١، فستیوال تئاتر بلژیک ۵٢٠١، مووینگ فیوچرز هلند ۵٢٠١، تئاتر آن زِ بلژیک و آیس هات کپنهاگ ۶٢٠١ اجرا شده است. در اجرای اخیر خود با عنوان «تاید»، بارا به اکتشاف در رابطه ی غیر-سلسله مراتبی میان رقص و موسیقی به همراه آهنگساز و نوازنده ی ترومپت نروژی آیوین لونینگ  پرداخته است.

معصومه جلالیه (متولد ۱۳۶۸) هنرمند مقیم تهران است که در زمینه هنرهای اجرایی از قبیل تئاتر فیزیکال، مایم و رقص معاصر مشغول به فعالیت میباشد. پیش زمینه ی معصومه طراحی گرافیک می باشد و او دارای مدرک کاردانی در همین رشته است. آثار او بدون شک با جامعه، فرهنگ و بافت آیینی زادگاه وی در هم تنیده هستند. هدف او جستجو در رمزگان های میان رشته ای تصویر، صدا، خیال و درک و دریافت در انتزاع و واقع می باشد؛ خطوط گذر و رابطه میان فرم ومحتوای حرکت را می تواند به عنوان تمرکز اصلی آثار او در نظر گرفت.

سید علیرضا میر محمدی (متولد ۱۳۶۵) رقصنده، بازیگر و کارگردان تئاتر است که دانش آموخته ی همین رشته در دانشگاه هنر تهران می باشد. اوبا مقوله رقص (حرکت) از طریق تمرینات تئاتر از سال ۶١٣٨ آشنا شد. او به عنوان رقصنده با عاطفه تهرانی همکاری داشته و از سال ۶١٣٨ تا ١٣٩١ یکی از اعضای گروه ایندورا بوده. آنها نمایش «خواندن» را در فستیوال فجر اجرا کردند، اجرای فوق بر اساس تکنیک های رقص معاصر پس از کار روی نمایش ​اتللو صورت گرفت. علیرضا همچنین اجراهای تعاملی در فضاهای شهری به همراه مهدی فرج پور در کارنامه خود دارد. او به عنوان طراح حرکت و کارگردان نسخه ای از نمایش فاوست با استفاده از تکنیک های رقص معاصر تولید کرده است. او در ورک شاپ های بین المللی رقص در تهران شرکت نموده است که از میان آنها میتوان به رقص بوتو با آتیلا پسیانی در سال ۶١٣٨ و ورک شاپ های رقص معاصر با محمد عباسی، کاتاراینا باکاتساکی، گیل استفه و بارا زیگفوس دوتیر. علیرضا در سال ۴١٣٩ به طراحی  حرکت گروه رقص فیلم «می خواهم برقصم» به کارگردانی بهمن فرمان آرا پرداخت.

مدت نمایش: تقریبا ۶۰ دقیقه
طراحی حرکت: بارا زیگفوس دوتیر
اجرا شده توسطمعصومه جلالیه و علیرضا میر محمدی
موسیقی: آیوین لونینگ
طراح لباس: آندریا کرانزلین
دراماتورژ: سارا واندریک
طراح نورژان فدلنگر
ناظر فنی: ماری وندکاستله و هانی حسینی
پخش بین الملل: آ پروپیک، لاین روسو و ماریون گاون تولید: گریپ
تولید مشترکمرکز هنرهای فورات، دی  انای - خروجی ها و ورودی ها، دانس باربانت، دنس آن پس آن دریم آن، ورک اسپیس بروکسل، لایف لانگ برنینگ، مرکز موزه ی هنر های نومادیک، دو گروته پست و سی تاکت.
با حمایت: فابریک پست دام، پلتفرم ٠٠٩٠، گراند تئاتر وی کامپو.  

طی این پروژه قصد داریم تا در گسترش یک قشر جامع از شهروندان بین المللی شرکت کنیم. می خواهیم تا تفکر انتقادی را تشویق نموده و به دنبال گسترش زاویه ی دید چشم انداز های روزمره باشیم. هدف من این است که این اثر منتج به ملاقات های سودمند میان عموم، هنرمندان دیگر و موسسات داشته باشیم تا به تولید همکاری ها و موقعیت های بیشتر دست یابیم. «بینگ» قصد دارد تا به عنوان یک منبع الهام برای مخاطبین از طریق نمایش این موضوع که دو جهان می توانند بدون از دست دادن شاخصه های منحصر به فردشان به یکدیگر نزدیک شوند.
پروژه ی «بینگ» پروژه ای بدون بیانیه ای جامع است. پروژه ای که درباره ی دیالوگ انسانی است، به هم پیوستن و سعی یرای درک حقیقت/[واقعیت] دیگری. اعتقاد دارم که اکنون بیش از گذشته هنر و فرهنگ برای دستیابی به دیالوگ برای رسیدن به احترام و صلح دو جانبه لازم می باشد. «بینگ» افراد مختلف از فرهنگ های گوناگون را گردهم می آورد و به همین دلیل تبادل فرهنگی را میان آن دو تسهیل می نماید.
بودن، اجرای رقصی است که بر ملاقات دو فرد روی صحنه تمرکز می نماید، یک مرد و یک زن. بینندگان می توانند انتظار رشد و نمو یک داستان عاشقانه را داشته باشند - روایتی درباره ی نقش های جنسیتی و شاید حتی با ملاحظات جنسیت گرایانه.
چه از غرب دنیا یا شرق آن آمده باشیم یا از شمال و جنوب - با هم تفاوت داریم، ولی یکسان هستیم. ولی اگر جنسیت مان که توسط جامعه بناشده است را برای لحظه ای کنار بگذاریم چه  میشود؟ چه چیزی باقی خواهد ماند؟ در اجرای ​ بودن ، قصد دارم تا ملاقات دو فرد را بر روی صحنه ی نمایش - و تنها دو فرد - دو انسان را مورد مکاشفه و بررسی قراردهم. اجرا درباره ی به اشتراک گذاری یک فضا و بررسی نحوه ی ارتباط با یکدیگر است. این اجرا به تفحص پیرامون راه های گوناگون تعامل دو فرد، صرفنظر از هر چیز دیگری است. انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند و اجتماعات، سنت ها و ادیان همگی ساختارهائی اجتماعی هستند. این ساختار ها همگی دارای تاثیرات بالقوه ای بر زندگی، رفتارها، انتخاب هائی که انجام می دهیم، دانش و هویت مان می باشند. در این اجرا مصمم هستیم تا زبان حرکتی مشترکی را که فراتر از شرایط فرهنگی حاضرمان است بیابیم. از یک سو با کنارهم قراردادن نیاز های انسانی مان برای زندگی به عنوان یک فرد و از سوئی دیگر نیازمان برای زیستن در کنار دیگری، قصد دارم تا اصطکاک میان این دو عنصر را به نمایش بگذارم. با اجرای ​بودن ، قصد دارم تا نقش های جنسیتی را به گونه ای ماهرانه و حساس، با احتیاط ولی با شفافیت و رعایت رمزگان های فرهنگی و قانونی موجود در ایران و اروپای غربی به نمایش بگذارم. هدف من بناساختن اجرائی رادیکال نیست به طوری که اعتقاد دارم یک ارتباط ماهرانه و ظریف بینندگان را در سطح بالاتری تحت تاثیر قرار می دهد.
این پژوهش که اجرای آن را از پیش در تهران آغاز نموده بودیم، نیروی بالقوه ی هنگفت این رویکرد را آشکار ساخته است. هنگامی که با دو بدن [جسم] سرو کار دارید، احتمالات بسیار بیشتر می شوند. توهمات دیداری به شدت افزایش می یابند. به عنوان نمونه، معصومه و سید علیرضا تنها نماینده ی دو فرد در هنگام کاربرد این رویکرد نمی باشند، بلکه به عنوان یک  گروه ظاهر می شوند، یک توده. این یک تصویر زیبا و قدرتمند است که ممکن است در آفرینش اثر از آن استفاده نمایم. زمینه ی تولید این اجرا بسیار گسترده تر از تنها دو فرد است. این شیوه ای از بزرگ نمائی تجربه ی صحنه ی نمایش در تخیل بینندگان است.


۲۰۱۸ پروژه‌های ازدار